moosa_sadr

امام موسی صدر

نهم شهریور ماه سالروز ربوده شدن امام موسی صدر است سی و دو سال پیش او در سفری به لیبی ربوده شد. از امام هر چه بیشتر می خوانم بیشتر ارادت پیدا میکنم . افکار ناب وی در خصوص تقرب ادیان و گفتگو، نظراتش در مورد همزیستی مسالمت آمیز یگانه پرستان در کنار یکدیگر…امام موسی صدر تاریخ ساز بود او توانست عزت و هویت شیعیان لبنان را بازگرداند و در اوج ستیزه جویی و جنگ آرامش را نصیب شیعیان نماید.

همیشه به مردم آموختند که باید از افراد قلدر ترسید، باید حرف آنها را گوش کرد اگر تهدید کردند ترسید و حرفی نزد. اما می توان راه را بر افراد قلدر بست یکه و تنها مثل عیاران قدیم که به جنگ اشرار می رفتند… رفتم و زدم و زد و بیشتر زدم و دید نه نمی تواند بزند … باید میزدم تهدید و تحقیر شده بودم باید میزدم تا این بساط ترس و اطاعت برچیده شود.

حالا مطمئنم که می توان قلدرها را هم زد

یک روز که حسابی حالت گرفته است و با رییس کلی دعوا کردی و بهت گفته که اصلا کار نمیکنی و آدم بی خاصیتی هستی یک روز گرم تابستون که منتظر هستی تعمیرکار کولر بیاد و الکی پنجاه شصت تومن خرج بذاره رو دستت یکی از روزای  وسط ماه که داری حساب می کنی تا آخر برج فقط ۱۰۰ تومن دیگه داری و تازه یه قسط هم عقب افتادی تصمیم میگیری زندگی خودتو متحول کنی تو شماره های گوشی میگردی دنبال شماره یکی از دوستای قدیمی که حالا شنیدی تو یه شرکت بین المللی کار میکنه و حسابی برو و بیایی پیدا کرده و وضعی بهم زده هر چی زنگ میزنی می بینی گو شی خاموشه به یه دوست دیگه زنگ میزنی و سراغ دوست قدیمی را از اون میگیری اون هم میگه والا دو سه باری خطش را عوض کرده آخرین شماره هایی که ازش دارم اینهاست و چند تا ایرانسل بهت میده

دومین شماره را که میگیری جواب میده اولش اصلا نمی شناسه یا خودشو به اون راه میزنه بعد که کلی خودتو معرفی میکنی و از چهار سال دبیرستان دو سال خاطرات تعریف میکنی تازه یه کمی یخش باز میشه و یه جوری محترمانه می پرسه که خوب حالا چه امری دارید

با ناراحتی میگی شنیدم که در یک کار سرمایه گذاری با شرکتهای خارجی همکاری میکنی می خواستم بیشتر ازت اطلاعات بگیرم… خلاصه با هم قرار می ذارید و یه شماره جدید ایرانسل بهت میده و میگه ازین به بعد با این شماره تماس بگیر.

نیم ساعت دیر تر میباد سر قرار و … از اینجا به بعدش مثل برق میگذره  خونتو می فروشی ۷۰ ملیون و تو پلان ۲۵ درصدی شرکت (مثلا) بین المللی سرمایه گذاری میکنی  با ۱۵ ملیون از پول خودت یه جایی را رهن میکنی دو هفته دیگه باید خونه رو تحویل بدی و کل پولت را بگیری بعدش ۵۵ ملیون که از فروش خونه بدست آوردی میدی به دوستت قراره ماهی ۱۴ ملیون بگیری  حالا دو نفر را میاری زیر شاخه خودت برای اینکه خیال اونها را راحت کنی به جای اصل و سود بهشون چک میدی البته اون زیر شاخه ها اضافه پولاشون رو آوردن یکی ۵ تومن دومی ۱۰ تومن و تو کلا ۳۰ تومن برای اصل و فرعش چک دادی قراره ۴ ماهه پولت برگرده. یه سفر میبرنت دبی تو لابی هتل یکی دو نفر باهات حرف میزنند که کارشناسهای سرمایه گذاری بین المللی هستند. ولی احساس میکنی اینها حتی لهجه هاشون آب بندی نشده چطور مشاورهای شرکت های چند ملیتی هستند

ماه اول پولت را گرفتی و باهاش یک ۲۰۶ خریدی

ماه دوم هیچ پولی در کار نیست دستت به هیچ جا نمی رسه طرف پول ها رو برداشته و رفته می ری شکایت میکنی اون دو نفری را که آوردی چک ها را اجرا می ذارن باید ۳۰ تومن بدی ۱ شب کلانتری می خوابی صبحش با سند پدر آزاد میشی ماشین نو تو ۱۲/۵ بز خر می کنند قرارداد رهن را بهم می زنی ۵۰۰ هزار تومن از پولت را طرف کم میکنه ۱۴/۵ بهت میده با پول ماشین میشه ۲۷ تومن خانمت پرایدش را می فروشه  ۴/۵ اون هم بز خرش می کنند سه تومن میذاره رو پول تو میشه ۳۰ ملیون میدی دست اون دو نفرکه پولاشون رو گرفته بودی آنقدر بی معرفت بودند که از سودش هم نگذشتند.

اثاث رو می برید طبقه دوم خونه پدر خانمت حالا نه ماشین دارین نه خونه اما زنت ۱/۵ ملیون باقی مونده ماشین را بهت میده و میگه ناراحت نباش از اول شروع میکنیم