سریال همه چیز آنجاست

مدتی است که سریال «همه چیز آنجاست» از شبکه سه سیما پخش می شود و مخاطبان بسیاری را جذب نموده. علت موفقیت این سریال فضای جدیدی است که در سناریو و داستان ایجاد شده در این سریال شاهد وجود افرادی هستیم که قابل باور و قابل لمس هستند. بر خلاف سریال هایی که در آن افراد دقیقا در دو گروه مطلقا خوب (مذهبی-سنتی-فقیر) و مطلقا بد (غیر مذهبی-مدرن-پولدار) طبقه بندی می شوند در این سریال آدمهایی داریم که بین صفر تا صد قرار دارند. مسیر داستان نیز پیچیدگی های لازم را دارد. و این تجربه بسیار موفقی به شمار می آید.

شبهای روشن (فرزاد موتمن ۱۳۸۱)

ظاهرا فیلم «شبهای روشن» ساخته فرزاد موتمن اکران مجدد شده به همین دلیل و همچنین به دلیل علائق خاصم به سینمای طلایی دوره اصلاحات دیشب این فیلم را دیدم. چون منتقد فیلم نیستم و سر رشته ای از این زمینه تخصصی ندارم قصد نکردم نقدی بر فیلم بنویسم اما چیزهایی هم بود که به نظرم رسید .

اصولا فیلم متعلق به نسل دهه ۵۰ و اوائل ۶۰ است اگر متولد ۱۳۶۳ به بعد هستید به احتمال بسیار زیاد نمی توانید با فیلم ارتباط برقرار کنید. نسل ما نسل آدمهای ژست گرفته است که در هر دوره ای ژست خاص آن را می گیرند. دقیقا یادم هست ژست علامندی به ادبیات و شعر و رمان و این قبیل چیزها در زمان جوانی ما بسیار متداول شد. دوستانی داشتیم که تا به هم می رسیدند اسم های بسیار سخت و طولانی نویسندگان روس و مجار و … را به سرعت بلغور می کردند و از کتابهای نخواندشان به هم پز می دادند. قدری بعد فلسفه شد ژست مد روز و پوچ گرایی و این قبیل حرفها. فیلم دقیقا همان ژست ها را بیاد آدم می آورد و دقیقا آدمهای نسل ما همیشه باید در یک ژستی باشند.

اما موضوع دوم برداشت آدمها از مفهوم عشق است.  در این فیلم به خوبی نشان داده شده که عشق رویا به دوست نامرئی اش از جنس عشق متعالی و واقعی است. این مفهوم نیز برای نسل بعدی چیز عجیب و غیر قابل باوری است و از آن جمله مفاهیمی است که با نسل ما گره خورده و بعد از آن و در نسل جدید مفهوم مضحکی به نظر می رسد. در عصری که به دلیل گسترش فضای مجازی و توسعه ارتباطات رایانه ای مفهوم دوستی و عشق تعریف جدیدی پیدا کرده است دیگر نمی توان روی عشق های غایب یا مکاتبه ای حساب باز کرد.

هانیه توسلی

فیلم در مجموع هنرمندانه ساخته شده . با حضور رویا در زندگی استاد، او از حصار تنهایی خود خارج شده و اگرچه نظم برساخته زندگی اش بهم خورده اما این بی نظمی جدیدرا  از نظم سرد و دلگیر قبلی بیشتر دوست دارد. استاد در نهایت تصمیم می گیرد دیوارهای زندانی را که دور خودش ساخته خراب کند او تمام کتابهایش را می فروشد تا خانه اش را تعمیر کند تا درخور نوعروس خیالاتش باشد. اکسیر عشق بر مس وجودش افتاد و اکنون آماده است تا پیله تنهایی خود را پاره کند. دقیقا داستان در جای درستی پایان می پذیرد جدایی برای استاد و رویا اوج اعتلا و بزرگی است و اگر دوست غایب رویا ظاهر نمی شد رسیدن این دو جوان بهم تنزلی مهیب و شکسته شدن آن ابهت عشق اسطوره ای بود.

فیلم دربند (پرویز شهبازی ۱۳۹۱)

داستان دختر دانشجو و جوانی که به دلیل محدودیت ظرفیت خوابگاه دانشجویی و قوانین مربوط به بومی بودن از سکونت در خوابگاه دانشگاه محروم شده و مجبور است با دختر دیگری بنام سحر که شاگرد مغازه عطر فروشی است هم اتاق شود. نازنین (دختر دانشجو) برای امرار معاش تدریس خصوصی را پیشه کرده اما به نظر میرسد این شغل نیز مشکلات و مسائل خاص خود را دارد.  داستان فیلم روان و بدون پیجیدگی است اگرچه باورپذیر بودن آن قدری دشوار است . شخصیت فرید آنچنان که باید شناخته شده نیست . او یک قهرمان است ؟ یک عشق پاک و بی تکلف است که ناکام می ماند ؟ اما موفقیت فیلم در به تصویر کشیدن پلیدی ها و ناپاکی هاست. بهرنگ و سایر دوستان سحر (شاگرد مغازه) مظهر روابط و مناسبات ناپاک هستند. افرادی که به هیچ وجه در قبال هم مسئولیت ندارند و فقط  در خوشی های سخیف در کنار هم هستند. خانه مجردی سحر پاتوق همیشگی آنهاست اما نازنین از جنس آنها نیست اگرچه در کنارشان حضور دارد. مسائل سیاسی دانشگاه و تجمعات دانشجویی نیز مانند یک سایه در کنار حوادث اصلی به شکل کمرنگی دیده می شود. شخصیت حمید (صاحب عطر فروشی) بسیار واقعی و باورپذیر ترسیم شده و نقش آفرینی بسیار زیبای احمد مهران فر این نقش را به یکی از برجسته ترین نقاط فیلم تبدیل کرده است. حمید معطر است اما عطر او نیز تقلبی است او مانند بهرنگ و دوستانش و از همان قماش است فقط وجه ظاهری اش بزک شده و معطر است. در مقام عمل یکی مانند بقیه است. شخصیت زارعی و هدایتی نیز به خوبی ساخته و پرداخته شده است گرگ های جامعه خشنی که نازنین با آن مواجه است. فیلم دربند در کنار نمایش بدی ها و پستی ها از شعارزدگی دوری جسته واین نقطه مثبت فیلم است.

زارعی و هدایتی

اسیلاتور یک ابزار تحلیل تکنیکال است که بین دو مقدار معین محصور شده . این ابزار به منظور شناخت شرایط «بیش خرید» یا «بیش فروش» در کوتاه مدت بکار میرود. اسیلاتورها اغلب زمانی مورد بررسی قرار میگیرند که بازار روند مشخصی را نشان نمی دهد. هنگامی که یک اسیلاتور به کران بالای خود نزدیک می شود آن سهام در شرایط نزدیک به بیش خرید قرار دارد و هنگامی که نزدیک به کران پایینی خود می شود آن سهام در شرایط بیش فروش قرار گرفته است. مهمترین اسیلاتورها عبارتند از استوکستیک، RSI،ROC ، MFI .

شرایط بیش خرید زمانی رخ می دهد که قیمت یک سهام از ارزش واقعی آن فزونی گرفته باشد. در این حالت احتمال بازگشت و کاهش قیمت بسیار زیاد است. اسیلاتورها در این شرایط به کران بالایی نزدیک می گردند. رسیدن یک سهام به شرایط بیش خرید نشان دهنده آنست که بزودی افزایش قیمت آن متوقف شده و با آغاز فروش قیمت در مسیر نزول قرار می گیرد. شرایط بیش فروش نیز متضاد شرایط بیش خرید است. در شرایط بیش خرید قیمت سهام پایینتر از ارزش واقعی آن می باشد. فروش ناگهانی و هیجانی و ترس سهام داران از افت بیشتر قیمت منجر به تشکیل صف های فروش شده و قیمت سهام کاهش می یابد به نحوی که این کاهش قیمت منجر به بروز شرایط بیش فروش می گردد. اسیلاتورها در شرایط بیش فروش در نزدیکی کران پایین قرار می گیرند